X
تبلیغات
رایتل

حس
آمدیم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم .نه با هر قیمتی زندگی کنیم.

گوشه ای ازمناجات خواجه عبدالله انصاری را امروز براتون انتخاب کردم خیلی جالبه حتما بخونید.

الهی! نور دیده ی آشنایانی،روز دولت عارفانی.

الهی!از آنجا که بودیم برخاستیم،لکن به آنجا نرسیدیم که می خواستیم.

الهی! آن کس که زندگانی وی تویی،او کی بمیرد؟و آن کس که شغل وی تویی،شغل به سر کی برد؟

هر نعمت که در آن شکر  نیست،لذت این جهانی نیست و هر شدت و محنت که در اوصبر نیست،زیان جاودانی است و هر طاعت که دراوعلم واخلاص نیست،به باد دادن زندگانی است.

بیزارم از آن طاعت که مرا به عُجب آرد،بنده ی آن معصیتم که مرا به عذر آرد.

آنان که خدای را شناختند،به عرش وکرسی نپرداختند.

اگر پایی داری ،در بند او دار و اگر سری داری ،در کمند او  آر.

هر چیز که به زبان آمد،به زیان آمد.

خداوند تعالی می بیند و می پوشد،همسایه نمی بیند و می خروشد.

لقمه خوری ، هر جایی .طاعت کنی ،ریایی.صحبت رانی ،هوایی.فرزند خواهی خدایی.زهی مرد سودایی!

آن که دارد می پوشد وآن که ندارد میفروشد.

اگر درآیی،در باز است واگر نیایی،خدای بی نیاز است.

اگر بر هوا پری،مگسی باشی واگر بر روی آب روی،خسی باشی؛دلی به دست آر تا کسی باشی.

دنیا سرای ترک است و آدمی برای مرگ است،چاهی است تاریک و راهی است باریک؛وای بر آن کس که چراغ ایمان کشت وبار مظالم بر پشت.

الهی !خواندی ،تاخیر کردم،فرمودی تقصیر کردم.

الهی !عمر خود بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم.

الهی !بساز کار من،منگر به کردار من.

الهی!اگر کار به گفتار است بر سر گویندگان تاجم و اگر بر کردار است،به موری محتاجم.

 

 

 

 

 

[ پنج‌شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ] [ 09:55 ب.ظ ] [ a ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 50855

ایران رمان