X
تبلیغات
رایتل

حس
آمدیم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم .نه با هر قیمتی زندگی کنیم.

 

 

ارزش زندگی  

 

 روزی یک استاد بزرگ یک چک ضمانتی نسبتاً با ارزش  را در دست  

 

گرفت و به شاگردان خودنشان داد و گفت: چه کسی این چک را می  

 

خواهد؟ همه دستها بالا رفت. او آن چک را مچاله کرد و دوباره آن را به  

 

شاگردانشنشان داد و گفت چه کسی این را می خواهد؟ باز هم همه  

 

دستها بالا رفت. او گفت بگذارید این کار را بکنیم و چک را زیر پا انداخت و  

 

آنرا درست  و حسابی لگدکوب کرد به طوریکه حسابی کثیف شد و  

 

پرسید آیا هنوزهم این چک را می خواهید؟ باز هم همه دستها بالا رفت.

 

او گفت: دوستان من همه ما یک درس با ارزش گرفتیم:

 

 «مهم نیست که من با پول چه می کنم شما هنوز آنرا می خواهید  

 

چون چیزی از ارزش آن کم نشده است.»

 

و ادامه داد: بسیاری مواقع زمین می خوریم، به ما توهین می شود،  

 

یا  مشکل مالی پیدا می کنیم و مجبوریم درکثیف ترین مناطق شهر  

 

زندگی کنیم، لباس های مندرس بپوشیم، گرسنه بمانیم و ...همه اینها  

 

ممکن است پیش بیاید فقط به خاطر تصمیم اشتباهی که گرفته  

 

بودیم   یا بخاطر حوادث ناگواری که برای ما اتفاق افتاده بود. در این  

 

شرایط احساس می کنیم بی ارزش هستیم. اما مهم نیست چه  

 

اتفاقی  افتاده است یا خواهد افتاد. شما هیچگاه ارزش خود را از  

 

دست  نمی دهید. مرتب و آراسته یا کثیف و بی پول، پیروز یا شکست  

 

خورده شما هنوز غیر قابل ارزش گذاری هستید به خصوص برای  

 

کسانی که شما را دوست دارند .

[ پنج‌شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1390 ] [ 12:18 ب.ظ ] [ a ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 50863

ایران رمان