X
تبلیغات
رایتل

حس
آمدیم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم .نه با هر قیمتی زندگی کنیم.

 

سلام!  

 امروز یه جور دیگه: 

 

آقا تو وبلاگ نویسی هم دست زیاد شده هر چی میخوای بنویسی  قبلا یه نفر نه بیشمار نفر  

 

نوشته اند.

  

چند روز پیش تو دانشگاه ازم کارت پایان خدمت خواستند.منم رفتم آموزش کارتو گذاشتم روی  

 

میز جلوی اون خانومه اسمشو یادم نیست ولی خیلی شوخ وباحاله. یه نگاه به کارت کرد یه نگاه  

 

 به من آخه عکس تو  کارتو با ریش بلند گرفته بودم (من تو سپاه بودم .تهران. اون وقت هم  

 

همرنگ جماعت) بعد چند لحظه گفت :::کارت خودته ؟من  گفتم :پَ نَ پس کارت پسر خالمه  

 

آوردم نشون شما بدم و برم.  

 

جریان پَ نَ پس را که میدونید .جمعه ها. جمعه ایرانی. رادیو

 

 ----------------------------------------------------------------------- 

 

دیگه کوچه و خیابونا داره مشکی پوش میشه .قربون امام حسین برم که واسش چه میکنند. 

 

دیشب  با بچه ها بودیم حوصله مون سر رفت  گفتیم بریم یه سر به بچه های هیئت حیدریون 

 

(که  مداحشون مهدی رعنایی) ومکتب الحسین(مداحشون حمید علیمی) بزنیم .ببینیم چه  

 

کردند.دستشون درد نکنه خیمه رو برپا کرده بودند. داشتند پارچه مشکی یاشو میزدند.ما هم  

 

رفتیم کمک .تا ساعت ۱.۵ یا ۲ اونجا بودیم .دیگه خوابمون گرفت برگشتیم واگرنه هنوزکار داشتند. 

  

جلسات هم از یکشنبه شروع میشه دو تا هیئت ها تو خیابون میر برگزار میشه یکی انتهاش اون  

 

یکی ازطرف چهار باغ بالا ابتداش .حالا به هر حال دوست داشتید برید. 

 

ولی محرم عجب حال و هوایی داره

  

[ شنبه 5 آذر‌ماه سال 1390 ] [ 09:31 ق.ظ ] [ a ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 50863

ایران رمان